خورشید جاودانه می درخشد در مدار خویش
ماییم که یا جای پای
خود می نهیم و غروب می کنیم هر پسین
وصیت
عجیب
قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر
باشم.
بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره
انگشتنگاری قرار دهید.
به
پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!
ورثه حق دارند با
طلبکاران من کتک کاری کنند.
عبور
هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب کیدا ممنوع
است.
بر قبر من پنجره
بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.
کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز
باشد!
مواظب باشید به
تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.
روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که
زگهواره تا گور دانش بجست.
دوست
ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!
کسانی که زیر تابوت مرا میگیرند، باید هم قد باشند.
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.
گواهینامه
رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.
در مجلس ختم من گاز اشکآور پخش کنید تا همه به گریه
بیفتند.
از اینکه
نمیتوانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش میطلبم.
این متن در عین سادگی چه حرفها برای گفتن دارد!!!
سلام.
شاید!
زنده یاد بیشتر طرفدار نیچه و مارکس بود.
من زیاد اطلاعات راجع بهشون ندارم...بیشتر توی وبلاگ دوستان گاهی یه چیزهایی ازشون میبینم...اما این نوشته به نظرم جالب اومد...
مرسی از حضورت..
روحش شاد | ... این مرد، مرد خدا بود
روحش شاد
حسین پناهی نه تنها حرف هایش بلکه خودش هم ساده بود
من فکر نمیکنم که در هیچ فیلمی نقش بازی کرده باشد اگر دقت کنیم تمام نقش هایش ساده و بی آلایش است
خدایش بیامرزد
چه تنها مرد..
چه غریب...
روحش شاد..
وصیت نامه ش هم مثل شخصیتش خیلی خاص بود