آن سوی دلتنگی ها همیشه خدایی هست که داشتنش جبران همه ی نداشتن هاست......
مرسی که هستی.....
گاهی اوقات فکر میکنم چقدر خوبه که بعضی آدم ها هستند....آدمهایی که هیچ وقت فکر نمیکردی روزی بیاد که گرمی دستهاشون رو روی شونه هات حس کنی....و سرا پا گوش باشند برای شنیدن دلتنگیهات و با اشکهات همراه شن....و با آغوششون که هیچ وقت فکرش را نمیکردی اونجا قرار بگیری بهت آرامش بدن.....هیچ چیز هیچ وقت تصادفی نیست...و من به خاطر تمام اتفاقات تلخ و شیرینی که افتاده خوشحالم....
قصه ی زندگی ام ،
گذشته های پر از غمم ،
بی خیال آنها ،
از امروز است روز نفس کشیدنم!
نفس کشیدنم با تو ،
همیشه گفته ام که وجودم برای تو...
لبخند روی لبانم به شرط بودن تو ،
دیوانه میکند مرا آن چشمهای زیبای تو...
اشکهای من
تو دور از منی و من در بستر غم
حرفی بزن به من
اسم مرا صدا کن عشق من
عرض ارادت
:) مرسی رفیق!
وقتی این نوشته رو خوندم خیلی خوشحال شدم بابت همه چی
یایت اینک داری خوشحال میشی و میدونی که همه چی یک اتفاق و حتی یک اتفاق تلخ میتونه تورو خیلی خوشحال کنه واینکه زندگی با شادی و شور و هیجان که معنی داره و تمام مراحل زندگی میتونه بهتریل مراحلش باشه
حالا شدی یک دختر ماه
کامنتت بهم یه حس خاص داد!! یه حس که انگار یکی نگرانم بوده!!حس خوبی بود.مرسی.