و -ط - ن

از بس که میخواهند نشان دهند همه چیز خیلی زیاد آرام است حالت تهوع دارم....


ت -خ -م -ی تر از این روزهای پایانی سراغ ندارم.....


لبم را میگزم....طعم بدبختی میدهد....

نظرات 15 + ارسال نظر
[ بدون نام ] شنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 02:03 ق.ظ http://moka.blogsky.com

نگز .

اینم حرفیه...

لونا شنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 09:56 ق.ظ

کاش همه از این اوضاع دروغین به تهوع می افتادند اما دریغ ...
کبک هم این روزها سرش رو از برف در اورده اما این مردم...

لونای عزیزم خوشحالم که اینجا میبینمت....

. بـ انـ و تمشــ کی . شنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 10:48 ق.ظ http://tameshki.com

چه چیز این روز ها تهوع ندارد ؟!
باران هم که میبارد !! حس ِ دروغین دارم !!
چه برسد به این !!!!!

آی گفتی!!!

دهان پاره شنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 12:54 ب.ظ http://www.moanas.blogsky.com

همه چی آرومه /همه چی تأمینه /این چقدر خوبه که /قیمتا پایینه! همه چی آرومه /مسولا خوابیدن /شک نداری دیگه /تو به اوضاع من / همه چی آرومه /من چقدر خوشحالم /صد تومن تو جیبم /به خودم می بالم! /تو داری می میری /از چشات معلومه /من فقط بیکارم /همه چی آرومه /بگو این آرامش /تا ابد پابرجاست /بگو از یارانه /این تورم بی جاست

:)) فقط یکم زیادی آرومه!!من جنبه ی این همه آرامش رو ندارم!!!

مجید یکشنبه 19 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 09:30 ق.ظ http://nagoriz.blogfa.com/

سلام. یادداشتتو تو وبلاگ یکی از دوستان دیدم و اومدم اینجا. ۳ تا پستتو خوندم پر بود از دردهای مشترک . ولی نمی دونم چرا یه جا که نوشتم کارهای ادمی خیلی موقعها تو اجبار شرایط خانواده و اجتماع انجام میشه ونمیشه به راحتی کسی رو ملامت کرد مخالفت کردی . . حداقل این مخالفتت با پست پایینیت در تضاده
در هرصورت نمی خوام کشش بدم و خوشحالم دوست خوبی مثل شما پیدا کردم
شاد باشی

مجید عزیز منم خوشحالم که اینجایی.مطمئنم که هر دو چیزهای زیادی برای یاد گرفتن داریم!!!

باعث شدی پست پایین رو چند بار بخونم...هرچی بیشتر میخوندم کمتر فهمیدم تضادش با نظرات قبلیم کجاست!!!من فکر میکنم منظورم رو متوجه نشدی!!منظور من این بود که ما با چنگ زدن به هر چیزی زشتی ها رو توجیه میکنیم!!!منکر این نیستم که شرایط بد بوده!!بله بد بوده ٬بد هست....برای من هم هست...اما من فاحشه نشدم!!!بعضی چیزها با ذات انسانها معنی میشه..نه با شرایط!!نمیدونم متوجه منظورم شدی یا نه!!
و راجع به پست ها باید بگم اگر زمین خوردنی بوده باعثش خودم بودم و بس!به قول شاعر از ماست که بر ماست.

ممنون از حضورت.

بانو تمشکی یکشنبه 19 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 12:20 ب.ظ http://tameshki.com

نیستی ؟
به روز نمیشی ؟
وازه ها کم اومدن ؟! یا تو خسته ای ؟

هم واژه ها کم اومدن.... هم من خسته ام!!!میام به زودی.

مثل هیچکس یکشنبه 19 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 01:47 ب.ظ http://paaeez.blogsky.com

پایانی؟

جمله آخر قابل تامل بود

پایان روزهای حضور در سرزمین مادری!!!

یاغی یکشنبه 19 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 06:55 ب.ظ http://www.yaghy.blogsky.com

این بدبختی از نحسی این از پرستان کهنه پرسته

این حاکمان زر و زور و تزویر

امید وارم خوشبختی بیاد سراغت و دیگه هیچ وقت خدا رنگ بدبختی رو نبینی

موفق باشی و پایدار دختر ماه

مرسی رفیق.....

به روایت یک زن یکشنبه 19 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 10:42 ب.ظ http://khis.blogfa.com/

اگه زیادی بگزی دیگه طعم بدبختی نمیده !

لبت پاره میشه باید ورت دارن ببرنت اورژانس !!!!!
اونوقت طعم بیمارستان می گیری

:) طعم بد بختی به اندازه ی کافی یه جورایی هست که بیشترش رو نمیشه تحمل کرد...پس نمیتونم زیاد بگزم ..به اونجاها نمیرسه...

پیشی بانو یکشنبه 19 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 11:15 ب.ظ

همه چی آرومه....
یا بهتره بگم همه رو به زور می خوان آروم کنن!

زور آمیخته با لطف و مهربانی تهوع آور...

Ξ T Ξ Я N ∆ L یکشنبه 19 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 11:37 ب.ظ http://eternal.blogsky.com

تهوع ... کجای کار دنیایی؟
اینها تازه، ساده ترین کلام شاعری هستی است.
تهوع پای هزاران درخت سپید است که در رویای پرواز می پژمرند و پای هزار سرو سهی که خم می شود در امتداد دستهای لرزان جوی ها ... روی خون به خون عفیون مرگ، روی هزار شط خون و لخته های هزار ساله که می نشیند بر خاک ...
کجای کار دنیایی؟

با اینها که گفتی در واقع هیچ جا!!!

به روایت یک زن دوشنبه 20 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 01:37 ب.ظ http://khis.blogfa.com/

دوست عزیزم هنوز من که چیزی نگفتم !!!

خیلی حرفا هنوز هست که زده نمی شود ...

هنوز

:)

به روایت یک زن دوشنبه 20 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 02:22 ب.ظ http://khis.blogfa.com/

عزیزکم فعلا اینجوری بیشتر ارضایم می کند ...

دوست دارم همه کامنت ها یک جا باشد ....

ببخشید .

خب مهم اینه که تو چی دوس داری!!!

مجید سه‌شنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 09:49 ق.ظ http://nagoriz.blogfa.com/

تشنه ای بی دریا

خسته ای بی رویا

در گل آلود درد

مانده ام با غمها



هان ساقی عدم!

وحشت شیرین و

همدم دیرینم

جایت اینجا خالیست

جایش اینجا خالیست....

هیج کس سه‌شنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 09:56 ق.ظ http://nothinghillcafe.wordpress.com

خوبی دوستم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

معلوم هست کجایی دختر؟؟؟ازت دلخورم....

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد