این عکس برام ایمیل شده بود با عنوان عکس منتخب ماه....





میدونی کوچولو این عنوان خیلی ظالمانه هست..میدونم...


میدونی باید خیلی زودتر از اینها به این کلمه ی 3حرفی لعنتی عادت میکردی...

درست وقتیکه تو رو ناخواسته از محل زندگی 9 ماهه ات که فقط سکوت مطلق بود وارد این دنیای جدید کردن باید عادت میکردی کوچولو.....


میدونی ....خودم رو جای تو گذاشتم...خنده داره ....میدونم...بین من بودن و تو بودن فاصله هاست......


تو نیازی به ترحم نداری...دلسوزی هم همینطور...اینو توی همون یه لحظه ای که جای تو بودم فهمیدم....


خیلی وقته برای اتفاقاتی که اطرافم میوفته دنبال دلیلی که بتونه قانعم کنه نمیگردم...اگر بگردم از روی عجز و ناتوانی مثل همیشه بهش رنگ اعتقاد و مذهب میزنن و من از همه ی این رنگ های سیاهی که من رو توی خلاء مطلق رها میکنه حالم بهم میخوره....

نمیگم چرا........


میدونی کوچولو.... عاشق دستاتو دقتت شدم....میدونی چقدر زیبایی ؟؟؟

نظرات 2 + ارسال نظر
Ξ T Ξ Я N ∆ L جمعه 27 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 02:24 ق.ظ http://eternal.blogsky.com

وای ... که لعنت به این بی همه چیز زندگی
کاش نمی خوندم
کاش نمی دیدم ...
خدا ...

.....

ریحانه جمعه 7 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 05:39 ب.ظ

میدونی..
ما هممون سرطانی هستیم..
از زمانی که به زور و برای تکمیل زندگیشون به دنیا میارنمون...
هممون اسیریم...

ریحاااااااااااااااااانه !!!!!!!!!!!!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد